محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

31

تاريخ الطبرى ( فارسي )

آسمان خلق فرمود پس معنى گفتار ابن عباس كه در روايت ديگر آمده چيست كه گويد : « نخستين چيزى كه خداوند عز و جل خلق فرمود قلم بود و به دو گفت : بنويس و قلم گفت : پروردگارا چه بنويسم ؟ گفت : قدر را بنويس . و قلم همه بودنيها را تا به روز رستاخيز بنوشت . آنگاه خداوند عز و جل بخار آب را بر آورد و آسمانها را از آن برون كشيد . آنگاه ماهى را خلق فرمود و زمين را بر پشت آن بگسترد و ماهى مضطرب شد و زمين بلرزيد كه آن را با كوهها استوار كرد و كوهها به زمين همىبالد . » و روايت به اين مضمون مكرر هست . گوييم : طبق شرح و تفسير روايتها كه از ابن عباس و ديگر كسان آمده گفتار ما درست مينمايد و روايت ابن عباس مخالف گفتار ما نيست . اگر گويند روايتها كه دليل صحت گفتار تست چيست ؟ گوييم : عبد الله بن مسعود و جمعى از صحابهء پيمبر صلى الله عليه و سلم در بارهء اين آيه كه خداى عز و جل فرمايد : و اوست كه همه مخلوق زمين را بيافريد . سپس به آسمان پرداخت و آن را هفت آسمان كرد ، گفته‌اند كه عرش خداوند تعالى بر آب بود و مخلوقى جز آنچه پيش از آب خلقت شده بود نبود و چون اراده فرمود كه خلق بيافريند از آب بخارى بر آورد كه روى آب آمد و آن را آسمان ناميد كه آسمان بمعنى بالاست . آنگاه آب را بخشكانيد و آن را يك زمين كرد . سپس آن را بشكافت و هفت زمين كرد و اين به روز يكشنبه و دوشنبه بود . و زمين را بر ماهى آفريد و ماهى همان نون است كه خداوند عز و جل به قرآن كريم آورده و فرموده : « نون و القلم » و ماهى در آب بود و آب بر پشت سنگ بود و سنگ بر پشت فرشته بود و فرشته بر صخره بود و صخره بر باد بود و اين همان صخره است كه لقمان فرمود كه نه در زمين است و نه در آسمان . و ماهى بجنبيد و زمين بلرزيد و خداى عز و جل كوهها را بر آن ميخ كرد كه به جاى استوار شد كوهها بر زمين همىبالد و گفتار